السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
78
سيره معصومان ( فارسي )
مال به وى امتناع كرده درست باشد ، خود امرى كاملا صحيح بوده و اسامه نيز بيش از اين شايسته نبوده است . اما كمك فرزندان على ( ع ) و عبد اللّه بن جعفر خود حاكى از كرم و بخشش بنى هاشم و روح بزرگوارى آنهاست كه همواره هر عمل ناروايى را با نيكى و احسان جبران مىكردند . و هر چند كه اسامه شايسته كمك نبود و على ( ع ) نيز از اين امر خوددارى كرد ، اما آنان در عوض طبق شيوهء كريمانهاى كه در خاندان رسالت وجود دارد از دارايى خود به جبران اين امر به كمك وى پرداختند . احمد بن سليمان بن على بحرانى در كتاب ، عقد اللئال فى مناقب الآل ، مىنويسد : چنين اتفاق افتاد كه روزى امام حسين ( ع ) پس از رحلت برادر خود امام حسن ( ع ) در مسجد جدّش رسول اللّه ( ص ) حضور يافته بود . در يك گوشه عبد اللّه بن زبير ، و در گوشهء ديگرى عتبة بن ابى سفيان نيز نشسته بودند . ناگاه مردى عرب كه بر شترى سوار بود به نزديك مسجد رسيده ، شتر خود را بست و وارد مسجد شد . ابتدا نزد عتبة بن ابى سفيان رفت . پس بر وى سلام كرد و گفت ؛ من پسر عموى خود را كشتهام و اكنون بايستى ديهء او را بپردازم . آيا مىتوانى مرا در اين امر يارى و كمك دهى ؟ عتبه رو كرد به خدمتكار خود و گفت ، صد درهم به وى بپرداز . مرد عرب گفت ، اين پول كافى نيست و من ديهء كامل مىخواهم . پس او را ترك كرده ، به سراغ عبد اللّه بن زبير رفت و آنچه را كه براى عتبه گفته بود براى او نيز بيان داشت . عبد اللّه نيز به خدمتكار خود دستور داد دويست درهم به وى پرداخت كند . اما مرد عرب ماجراى خود را تكرار كرد و گفت ، من ديهء تمام مىخواهم اين مبلغ كافى نيست و او را ترك كرد . سپس خود را به امام حسين ( ع ) رسانيد و پس از سلام گفت : اى فرزند رسول خدا ، من پسر عم خود را كشتهام و اينك از من مطالبهء ديه دارند . آيا مىتوانيد پول آن را به من اعطا كنيد ؟ پس حسين بن على ( ع ) به وى گفت : ما خاندانى هستيم كه به اندازهء شناسايى و آگاهى هر كس بخشش مىكنيم . مرد عرب گفت ، هر چه مىخواهيد از من بپرسيد ؟ امام حسين ( ع ) فرمود ، اى اعرابى راه رهايى از هلاكت چيست ؟ مرد عرب پاسخ داد ، توكل بر خداى عزّ و جل . - همّت چيست ؟ - اتكّا به خداوند . در اينجا امام حسين ( ع ) سؤالات ديگرى از اعرابى كردند و او نيز پاسخ داد . آنگاه امام ( ع ) دستور داد ده هزار درهم براى پرداخت ديهء او و ده هزار درهم نيز براى گشايش حال و رفع مشكلات و مخارج خانوادهاش به اعرابى بپردازند . پس مرد عرب بىدرنگ به سرودن اشعارى به اين شرح پرداخت : طربت و ما هاج لي معبق * و لا لي مقام و لا معشق و لكن طربت لآل الرسول * فلذ لي اشعر و المنطق هم الاكرمون هم الانجبون * نجوم السماء بهم تشرق سبقت الانام الى المكرمات * فقصر عن سبقك السبق بكم فتح اللّه باب الرشاد * و باب الفساد بكم مغلق